امروز و ساعت دقیقه می باشد.
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه ۱ تیر ۱۳۹۶ | کد خبر : 19298 | نویسنده : خبرنگار
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • معرفی کتاب به همین سادگی

  • دسته بندی مطلب : فرهنگ و هنر | تعداد بازدیدها : نفر
  • کتاب به همین سادگی


    مصاحبه ارسالی به نوید صبح

    لطفا خودتان را معرفی کنید ؟

    کبری خدابخش هستم متولد سال ۶۵، استان اصفهان

    تحصیلاتتان چیست و هم اکنون مشغول چه کاری هستید؟

    من کارشناسی ارشد نهج البلاغه هستم و تدریس دانشگاه انجام می دهم. و درکنارش کار نویسندگی و پژوهش هم انجام می دهم

    چه کارهای پژوهش و تالیفی تا کنون داشته اید؟

    اولین کتاب من شیوه های گفتگو در نهج البلاغه که سال ۹۱ چاپ شد. بعد از آن کتابهای هفت سال پادشاهی فرزند، جرعه ای از معرفت، قطره ای از دریا، بررسی خطابهای امام علی ( ع ) در نهج البلاغه در سال ۹۴ به چاپ رسید. بعد از این کتابها من تصمیم گرفتم کتابی راجع به ازدواج ساده و بدون تجملات بنویسم. که طرح کلی کتاب به همین سادگی شکل گرفت.

    کمی راجع به همین کتاب به همین سادگی برایمان بگویید؟

    کتاب به همین سادگی مدتی هر چند کوتاه از آغاز آشنایی فرماندهان زمان جنگ را به نمایش گذاشته است.  دلیل نوشتن  و ثبت عاشقانه های این شهدا به خاطر این بود که همیشه داستان آشنایی و ازدواج هر فردی برای بقیه جذابیت دارد. و از طرف دیگر فرماندهان و بزرگ مردان در عرصۀ جنگ و جنگ آوری می بینیم که در زندگی شخصی خود هم فرمانده و بزرگ مرد هستند. از لحاظ محبت، همسرداری یگانه هستند. و این روزها اطرافمان پر شده از ازدواج های سیاه و سفید، که متاسفانه همۀ آنها هم به موفقیت منجر نمی شود. کتاب به همین سادگی می تواند یک الگو برای جوانان در ابتدای زندگی مشترکشان باشد. پیشنهاد می شود برای یک مرتبه این کتاب جذاب و دلنشین را مطالعه کنید.

    چه انتشاراتی کتاب به همین سادگی را چاپ کرده است؟

    کتاب را بعد از نگارش من به انتشارات روایت فتح دادم. و خرداد امسال این کتاب وارد بازار شد.

    آیا کتابی هم در دست تالیف دارید؟

    بله، کتابی از شهید مدافع حرم موسی جمشیدیان از قلعه سفید اصفهان را تمام کرده ام با عنوان چشم روشنی و هم اکنون دست مشاور است. و کتاب شهید محمد رضا تورجی زاده از اصفهان را تازه در حال گرفتن مصاحبه هستم.

    حرف آخر؟

    کتاب به همین سادگی را هم خودتان مطالعه کنید و هم به دوستانتان هدیه بدهید. کتابی است که در نوع خود بسیار دلنشین است.

    بخشی از کتاب

    همبازی کودکی

    زمستان سرد و نمناک روزهای سال ۵۸ را مرور می کنم، یک به یک، قدم به قدم، قرار بود به خانه خواهر حمید بروم؛ حمید باکری، همان که کودکی ام را گاهی با او سر کردم. دبستان و راهنمایی ام را با کتاب های حمید و مهدی گذراندم، کتابهایی با جلدهایی تمیز و شکیل.

    دوستش داشتم، گاهی به چشم برادری، چون برادر نداشتم به حمید احساس نزدیکی می کردم و فکر می کردم شبیه برادر نداشته ام است. پسر عجیبی بود، استعداد هنری اش بسیار بالا بود. آن روزها که درگیر مبارزه علیه شاه ملعون بود نتوانست به دانشگاه راه پیدا کند. خانواده اش او را در رشته عمران آلمان ثبت نام کردند تا برای ادامه تحصیل برود، اما فقط آنجا درس نمی خواند، بلکه به سوریه، فلسطین و همچنین به دیدار امام رفته بود، تازه از آلمان آمده بود که او را در کوچه دیدم ذوق زده داد زدم : « حمید آقا سلام!» حمید خیلی خجالتی بود. سرخ و سفید شد و آرام گفت : « سلام »، وقتی از آلمان بر می گشت برایم اعلامیه های امام و کتاب های سیاسی انقلابی می آورد. بعد ها حمید اولین و آخرین مردی بود که دوست داشتم من به عقد او درآیم و یک عمر مرد زندگی و سایه سرم باشد.

    به من زنگ زد و خواست به خانه خواهرش بروم، کار مهمی داشت. توی فکر بودم تا به در خانه خواهر حمید رسیدم. مدام فکر و خیال های متفاوت، ذهنم را قلقلک می داد که خدایا یعنی حمید چه کاری با من دارد. در منزل خواهرش مثل همیشه آرام و مودب منتظرم نشسته بود. این بار از همیشه آرام تر و سر به زیر تر، تعجب کردم. گفت : « از شما یک در خواست دارم، آیا شما با بنده ازدواج می کنید؟» در جوابش فقط خندیدم. حمید آرام و ساده و بی زبان بود.

    نظرات کاربران در مورد "معرفی کتاب به همین سادگی"
  • طراحی سایت

    طراحی سایت های خبری و حرفه ای


    parswp.ir